تبلیغات
هیئت حضرت علی اصغر(ع)میاندوآب - صدای فاطمی فدک...
 
نوشته شده توسط : خادم حضرت علی اصغر

نگاهى به ماجراى فدک


فتح و اعطاى فدك به فاطمه سلام الله علیها

پس از فتح خیبر در سال هفتم هجرت و حدود چهار سال قبل از رحلت پیامبر صلى الله علیه و آله ، اهل فدك تسلیم شدند بدون آنكه لشكر اسلام در فتح آنجا شركت داشته باشند، و به حكم آیه ما افاء الله على رسوله چنین سرزمینهایى ملك شخصى پیامبر صلى الله علیه و آله مى شود.

لذا سرزمین فدك به صورت یكپارچه از آن پیامبر صلى الله علیه و آله شد كه مى بایست مردم فدك در آن كار مى كردند و در آمد آن را به حضرت تسلیم مى نمودند و فقط اجرت دریافت مى كردند.
بلافاصله پس از فتح فدك ، آیه وات ذا القربى حقه نازل شد، یعنى حق خویشان را به آنان بده ، و جبرئیل در بیان آن از طرف خداوند عرضه داشت : فدك را به فاطمه عطا كن .

پیامبر صلى الله علیه و آله حضرت زهرا سلام الله علیها را فرا خواند و به دستور آن حضرت سند فدك بعنوان بخشوده و اعطایى پیامبر صلى الله علیه و آله به آن حضرت تحویل داده شد. سپس با دعوت مردم ، از درآمد فدك به عنوان اعطایى فاطمه سلام الله علیها بین مردم تقسیم كردند.



حضرت زهرا سلام الله علیها در سرزمین فدك نماینده اى قرار داد، و او پس ‍ از محاسبات لازم و پرداخت مخارج ، در آمد آن را - كه از هفتاد هزار سكه طلا تا صد و بیست هزار سكه نوشته اند - خدمت حضرت زهرا سلام الله علیها تقدیم مى نمود.

هر ساله حضرت به اندازه قوت خود بر مى داشت و بقیه را بین فقرا تقسیم مى كرد، و تا هنگام رحلت پیامبر صلى الله علیه و آله این شیوه ادامه داشت .

O اخراج نماینده حضرت زهرا سلام الله علیها و غضب فدك

ده روز پس از رحلت پیامبر صلى الله علیه و آله ابوبكر ماءمورانش را به فدك فرستاد و نماینده حضرت زهرا سلام الله علیها را از آنجا اخراج كرد و آن را غضب نمود و در آمد آن را براى مخارج حكومت غاصبانه خود قرار داد.

O ارائه سند فدك توسط حضرت زهرا سلام الله علیها 

در اولین برخورد، عمر به حضرت زهرا سلام الله علیها گفت : آن نوشته اى كه مى گفتى پدرت درباره فدك برایت نوشته بیاور!
حضرت زهرا سلام الله علیها سند فدك را آورد و به ابوبكر نشان داد و فرمود: این نوشته پیامبر صلى الله علیه و آله براى من و فرزندانم است .

ابوبكر و عمر نه تنها اعتنایى به سند نكردند بلكه عمر سند فدك را از حضرت زهرا سلام الله علیها گرفت و پیش چشم مردم آب دهان بر آن انداخت و آن را پاره كرد و علنا مخالفت خود را با امر پیامبر صلى الله علیه و آله اعلام نمود. اكنون باید مراحل اتمام حجت طى مى شد تا غاصبین كار خود را حق جلوه ندهند.
O جعل حدیث براى غصب فدك
آماده سازى مدركى جعلى براى گرفتن فدك به صورت جمله نحن معاشر الانبیاء لا نورث ما پیامبران ارث نمى گذاریم مطرح شد.
در جایى كه اصحاب پیامبر صلى الله علیه و آله حضور داشتند، كسى جز عایشه و حفصه و یك عرب بیابانى به نام مالك بن اوس بن حدثان كسى به شنیدن چنین حدیثى از پیامبر صلى الله علیه و آله گواهى نداد.

O احتجاج مفصل حضرت زهرا سلام الله علیها در مجلس ابوبكر و عمر

در اولین مرحله اتمام حجت ، حضرت زهرا سلام الله علیها به امر امیرالمومنین علیه السلام به مجلسى آمد كه ابوبكر و عمر به همراه عده اى به طور خصوصى در آن بودند، و ابتدا اخراج نماینده اش را مطرح كرد و اینكه فدك بخشوده پیامبر صلى الله علیه و آله است . ابوبكر حدیث جعلىنحن معاشر الانبیاء لا نورث را پیش كشید. حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند: این اولین شهادت ناحق است . فدك را پیامبر صلى الله علیه و آله به من بخشیده است و من شاهدانى دارم . ابوبكر گفت : دلیل خود را بیاور.

حضرت زهرا سلام الله علیها تصرف مالكانه خود در زمان پیامبر صلى الله علیه و آله را مطرح كرد و فرمود: چرا درباره چیزى كه در دست من است از من شاهد مى خواهى !؟
ابوبكر سخن حضرت را نشنیده گرفت و بار دیگر گفت : چون غنیمت مسلمانان است ، اگر دلیل نیاورى امضا نخواهم كرد!

حضرت فرمود: آیا مى خواهید دستور پیامبر صلى الله علیه و آله را رد كنید و درباره ما حكمى غیر از حكم مسلمانان اجرا كنید؟! عمر با حال غضب گفت : این غنیمت مسلمانان است ، و باید براى مالكیت خود دلیل بیاورى !
حضرت در اینجا عصمت خود را مطرح فرمودند و اینكه سیده زنان اهل بهشت ادعاى باطل نمى نماید، همانطورى كه شهادت كسى بر علیه آنان قبول نیست . ولى عمر گفت : ما شهادت دیگران را بر علیه تو قبول مى كنیم !

حضرت با اشاره به آیه تطهیر فرمود: كسى كه بر علیه سیده زنان اهل بهشت شهادتى را بپذیرد ملعون و كافر است : چرا كه آنان به حكم خداوند معصومند و آنان با سایر مردم مساوى نیستند.
سپس ابوبكر گفت : درباره فدك دلیل بیاور. حضرت زهرا سلام الله علیها با ذكر آیه وآت القربى حقه فرمود: من و فرزندانم نزدیكترین خلایق به پیامبر صلى الله علیه و آله بودیم و آن حضرت فدك را به بخشید.
عمر گفت : بر ادعاى خود دلیل بیاور و شاهدانى حاضر كن !

O شاهدان فاطمه سلام الله علیها بر ملكیت فدك

حضرت زهرا سلام الله علیها در همان مجلس ماند و كسى را فرستاد تا امیرالمؤ منین و امام حسن و امام حسین علیه السلام و ام ایمن و اسماء بنت عمیس آمدند و به همه آنچه حضرت زهرا سلام الله علیها فرموده بود شهادت دادند.
عمر گفت : على همسر اوست ، حسن و حسین هم پسران او هستند.
ام ایمن هم خدمتكار اوست . اسماء بنت عمیس هم قبلا همسر جعفر بن ابى طالب بوده و خدمتگزار فاطمه سلام الله علیها است و به نفع بنى هاشم شهادت خواهد داد. همه این شاهدان براى منفعت خود شهادت مى دهند!!! او درباره ام ایمن اضافه كرد كه او زنى غیر عرب است و با فصاحت نمى تواند شهادت دهد!!!

امیرالمؤ منین فرمود:
هر كس فاطمه و حسن و حسین را تكذیب كند پیامبر را تكذیب كرده است ، و پیامبر درباره من فرمود: هر كه تو را رد كند مرا رد كرده است ، و ام ایمن كسى است كه پیامبر براى ، به بهشت شهادت داده است ، و براى اسماء بنت عمیس و نسل او ادعا كرده است .
عمر گفت : شما همانگونه هستید كه توصیف نمودید، ولى شهادت كسى كه به نفع خود شهادت مى دهد قبول نمى شود!

امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود: اكنون كه ما آن طور هستیم كه خودتان مى شناسید و منكر نیستید و در عین حال شهادت ما به نفع خودمان پذیرفته نیست و شهادت پیامبر هم قبول نیست پس انا الله و انا الیه راجعون ! به زودى ظالمان خواهند دانست كه به كجا باز مى گردند.
حضرت زهرا سلام الله علیها با حال غضب برخاست و فرمود: خدایا! این دو به حق دختر پیامبرت ظلم كردند. خدایا به شدت اینان را ماءخوذ فرماو سپس حضرت زهرا سلام الله علیها مخزون و گریان از نزد بیرون آمد.

O نصرت طلبى حضرت زهرا و اهل بیت سلام الله علیها در سایه فدك

اقدامى كه هیچكس - نه غاصبین و نه مردم - انتظارش را نداشتند این بود كه امیرالمومنین علیه السلام تا چندین روز متوالى ، هر روز حضرت زهرا سلام الله علیها را به همراه امام حسن و امام حسین علیه السلام سوار بر مركبى مى نمود و بر در خانه مهاجرین و انصار مى برد. حضرت زهرا سلام الله علیها به آنان مى فرمود:

اى مهاجرین و انصار، خدا و دختر پیامبرتان را یارى كنید، شما روزى كه با پیامبر بیعت كردید بر سر این بیعت كردید كه از او و فرزندانش حمایت كنید و از آنان منع كنید آنچه از خود و فرزندانتان منع مى كنید. بیایید و به بیعت خود نسبت به پیامبر وفا كنید.
ولى كسى به حضرت جواب مثبت نداد.

O احتجاج خصوصى حضرت زهرا سلام الله علیها بر ابوبكر  

بار دیگر امیرالمؤ منین علیه السلام به حضرت زهرا سلام الله علیها نزد ابوبكر برو و بگو:
ادعاى مقام پدرم و خلافت او را كرده اى و جاى او نشسته اید؟ اگر فدك ملك تو هم بود و من از تو مى خواستم كه آن را به من ببخشى ، بر تو واجب بو آن را به من بدهى . حضرت زهرا سلام الله علیها نزد ابوبكر آمد این مطالب را به او فرمود.
ابوبكر گفت : راست مى گویى . سپس ورقه اى خواست و بر آن نوشته اى مبنى بر بازگرداندن فدك نوشت . خضرت زهرا سلام الله علیها نوشته را برداشت و از نزد و از نزد ابوبكر بیرون آمد.

O پاره كردن سند فدك

عمر در راه حضرت را دید و گفت : اى دختر محمد! این نوشته چیست !؟
فرمود: نوشته اى است كه ابوبكر بعنوان باز پس دادن فدك نوشته است . گفت : آن را به من بده ! حضرت خوددارى كرد و آن را نداد.

در اینجا عمر جسارتى كرد كه صفحه تاریخ را سیاه نمود و سوز جانكاه آن براى همیشه دل محبان فاطمه علیه السلام را سوزاند. او با قساوت تمام در میان كوچه و رهگذر مردم به دختر پیامبر صلى الله علیه و آله اهانتى عظیم كرد و با پا به فاطمه سلام الله علیها زد، و به این اكتفا نكرد و سیلى به صورت مبارك آن حضرت زد و طورى كه در اثر آن گوشواره حضرت شكست . سپس نوشته ابوبكر را به زور از دست حضرت گرفت و آب دهان بر آن انداخت و نوشته هایش را پاك كرد و آن را پاره نمود و گفت : این سرزمینى است كه پدر تو هم با اسب و لشكر آنجا را فتح نكرده است !
امیرالمؤ منین علیه السلام در خانه منتظر بود. وقتى حضرت زهرا سلام الله علیها پشت در آمد حضرت به استقبال او رفت و فرمود: اى دختر پیامبر، چرا این گونه غضبناك هستى ؟ حضرت زهرا سلام الله علیها جسارت عمر را بازگو كرد.
امیرالمؤ منین علیه السلام با یك دنیا تاءسف و غصه از چنین جسارتى به ساحت مقدس بانوى دو جهان ، بعنوان شریك غم و تسلاى آن حضرت فرمود: آنچه نسبت به من و پدرت مرتكب شده اند از این بالاتر است .

O احتجاج مفصل امیرالمؤ منین علیه السلام با ابوبكر و عمر در مسجد

مرحله احتجاج آن بود كه امیرالمومنین علیه السلام شخصا به مسجد آمد و در حضور مهاجرین و انصار كه در اطراف ابوبكر نشسته بودند خطاب به ابوبكر فرمود: اى ابوبكر، چرا آنچه پیامبر صلى الله علیه و آله براى فاطمه قرار داده بود از او منع نمودى ، در حالى كه نماینده او از چند سال قبل در آنجا بوده است ؟!
ابوبكر گفت : این غنیمت مسلمین است اگر شاهدان عادلى بیاورد به او مى دهیم و گرنه در آن حقى ندارد.
حضرت فرمود:
اى ابوبكر، درباره ما حكمى مى نمایى بر خلاف آنچه درباره مسلمانان حكم مى نمایى ؟ چرا از فاطمه شاهد مى خواهى در حالى كه فدك در دست راست اوست و در زمان حیات پیامبر و بعد از آن حضرت مالك آن بوده است ؟ چرا از مسلمین شاهد نمى خواهید؟!
ابوبكر ساكت شد، ولى عمر گفت : این غنیمت مسلمین است و ما با كلام تو نمى توانیم مقابله كنیم ! اگر شاهدان عادلى آوردى قبول مى كنیم ! امیرالمؤ منین علیه السلام آیه تطهیر را مطرح كرد و فرمود: آیا شهادت كسى را بر علیه فاطمه قبول مى كنى ؟ ابوبكر گفت آرى ؟
حضرت فرمود:

پس كافرى ! زیرا شهادت خداوند را بر طهارت او رد كرده اى و شهادت مردم را بر علیه او قبول كرده اى . همچنین حكم خدا و رسول را رد كرده اى كه فدك را براى فاطمه قرار دادند. همانطور كه فرمان دیگر پیامبر صلى الله علیه و آله را رد كرده اى كه از مدعى علیه شاهد مى خواهى ! تو سخن خدا و رسول را رد كردى و گفته یك عرب بیابانى را پذیرفتى و فدك را از فاطمه گرفتى و گمان كردى غنیمت مسلمین است .

در اینجا مردم به خشم آمدند و متوجه ظلم ابوبكر و عمر شدند و به یكدیگر نگاه كردند و گفتند: به خدا قسم على راست مى گوید..

امیرالمؤ منین علیه السلام هم به خانه باز گشت .
ادامه دارد...





:: مرتبط با: اهل بیت ,
:: برچسب‌ها: ماجرای فدک , صدای فاطمی فدک , حضرت زهرا , فدک , خلفا , ابوبکر وعمر , امیر المومنین ,
تاریخ انتشار : 10 فروردین 91 | نظرات ()

 
   
امیدوارم از بازدید این وب سایت لذت برده باشید .التماس دعا
وبلاگ هیئت عاشقان علی اصغر(ع)را در گوگل محبوب کنید
ابزار و قالب وبلاگبیست تولز

گوگل پلاس